حس همسایگی و نزدیکی یکی از عوامل مؤثر و نعیین کننده در ایجاد
[هویت] می¬باشد(بحرینی،2007: 121). ایجاد یک سد
در وسط محلات و مهاجرت افرادی بیگانه در قلب محلات سبب از بین رفتن[
حس تعلق] ساکنین شده و هویت محله را خدشه¬دار کرده است.
ساکنین قدیم خود را از ساکنین جدید جدا و پروژه را سدّی عظیم می¬دانند که آنها را
از هم محله¬ای های خود دور کرده است.
پروژه نواب سبب جابه¬جایی جمعیت زیادی در منطقه شد. ساختمانهای جدید با تراکم بالا،
قشر زیادی از جمعیت را به منطقه تحمیل کرد و این امر سبب ازبین رفتن حس همسایگی و
در نتیجه کمرنگ شدن هویت محلات شده است.
معماری نواب، معماری است بیگانه با [بافت قدیم]
و به منحصر بفرد بودن آن صحه می¬گذارد، هر چند جوانان اجرای پروژه را نماد پیشرفت و
توسعه محل می¬دانند ولی ساکنان قدیمی از اجرای پروژه اظهار نارضایتی می¬کنند و اکثر
آنها تمایل به جابه¬جایی به مکانی دیگر دارند.نیمی از هویت یک مکان بسته به ساکنان
آن است که متأسفانه نواب با نادیده گرفتن این امر سبب از بین رفتن هویت محلات شده
است.
قبل از اجرایی شدن پروژه یکی از بزرگترین مراکز تعمیر ماشین در این منطقه وجود داشت
که به عنوان بخشی از هویت آن منطقه به شمار می¬آمد و یکی از منابع معیشتی مردم
منطقه بود ولی متأسفانه طرح نواب بدون جایگزینی ، این هویت را از منطقه سلب کرد و
همچنین چندین فرصت شغلی را از اهالی گرفت که منجر به مهاجرت عده¬ای از آنان شد.
عوامل خاطره¬انگیز نیز جزء هویت یک محل محسوب می¬شوند چرا که آنها ابزاری هستند که
ساکنان را به محله پیوند می¬زنند و احساس تعلق را در آنها عمیق¬تر می¬کنند.
در محلات نواب هیچ عامل [خاطره
انگیزی] دیده نمی¬شود.مراکز محلات از بین
رفته¬اند و حتی مساجد محلی نیز کمتر به چشم می¬خورند.[پاتوق]
و محلهای گردهمایی، مساجد، [مراکز محلات]،
[بوستانهای گفتگو] همه عواملی
هستند که می¬توانند خاطره¬انگیزی در محلات را تقویت کنند.







